خردسال بودم که برام سوال پیش اومد چرا برخی اندک در بین مردم هستن که خیلی ثروتمندند، خودروشون، خونشون، لباساشون، مسافرتهاشون و ...با بقیه فرق داره و آدمهای دلنشین تری هم هستن که همه میخوان بهشون نزدیک باشن و باهاشون رفت و آمد کنن...من با تمام بچگیم از این آدمهای کم یاب خوشم میومد ناخودآگاه چون انگار مثل پادشاهان زندگی میکردن و همه چیزشون رنگی تر بود....نوجوون که شدم خیلی از اطرافیان در مورد این آدمها پرسیدم ولی معمولا میشنیدم که دزدن، کلاهبردارن و آدمهای
ادامه مطلب
فهرست مطالب کتاب " وقتی حبابها میترکند" را میبینید. اساتید و بزرگان بازارها در مورد حباب در بازارها معتقدند خیلی سخت بتوان حباب را در زمانی که هست تشخیص داد بلکه تنها وقتی میترکد میگویند دیدی حباب بود!!! این یک واقعیت تلخ و تکرار شونده است که بارها خودمان هم تجربه کرده ایم مخصوصا در بازار بورس تهران. سال هفتاد و پنج، سال هشتاد و سه، سال نود و دو و سال نود و نه....دقیقا یادمه که کسی جرات نداشت واژه حباب را به سادگی بکار برد چون از مسخره شدن می هراسید...وقتی
ادامه مطلب
وقتی حبابها میترکند عنوان کتابی است که توسط جان کالورلی نوشته شده، کسی که از نظر علمی و تجربی صلاحیت اظهار نظر در مورد حباب ها را دارد. میدانیم که حباب و حفره دو واژه پر کاربرد در بازارهای مالی مخصوصا بازار بورس و مسکن هستند و بزرگان در این واژگان به دو دسته تقسیم میشوند. برخی معتقدند این دو واژه بسیار انتزاعی بوده و به سادگی و به موقع نه قابل تشخیص هستند نه قابل جلوگیری ولی دسته دوم مثل همین آقای جان کالورلی دست از تلاش بر نداشته و بر پایه تحقیقات و
ادامه مطلب
دختری هفده ساله بود که از لیورپول انگلیس عزم سفر به دبی میکند آنهم تنها و بدون آموزش مناسب...عربهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به نوعی شیفته بریتانیایی ها هستند و این دختر توانست به عنوان ریسپشن در هتل شغلی برای خود دست و پا کند...مدرک تحصیلی خاصی نداشت ولی خیلی خوب بلد بود صحبت کند، گرم بگیرد و تیم پلیر باشد....کم کم دایره روابط را گسترش داد و یکسال بعد از ورودش به هتل توانست به عنوان مشاور املاک مشغول به کار شود....همچنان در شغل دوم هم توانست با تکیه بر
ادامه مطلب
از اول بچگی یه گرفتاری فکری و فلسفی داشتم....چرا یکسری خیلی موفق و ثروتمندند و یکسری دیگر با همان تحصیلات، ظاهر، شهر، مذهب، رنگ پوست و ....اصلا موفق و ثروتمند نیستند و حتی در امور مالی روزمره درمانده شدن....با کتابهای آنتونی رابینز آشنا شدم و مباحث موفقیت و سالها ذهنی رفتم سر کار که ریشه موضوع رو فهمیدم و این مباحث موفقیت آنتونی رابینزی و انگیزشی علت تفاوت آدمهای موفق و غیر موفق است....آنقدر کنجکاو بودم که باز به تحقیق میدانی ادامه دادم چون ته دلم مطمئن
ادامه مطلب
در مقدمه کتاب آقای شیفمن داستانی کوتاه از دوران جوانیش نقل میکنه که حاوی پیامی بسیار ظریف برای ماست. میگوید علی رغم اینکه مدتی گلف بازی میکردم ولی یک روز رفتم پیش یک آدم گلف باز حرفه ایی تا مقداری آموزش ببینم. مربی در ابتدا به من نشان داد که چقدر نحوه گرفتن چوب توسط من، چرخش و ضربه اشتباه بوده و آنرا تصحیح کرد و من تازه دیدم اصل بازی کردن گلف چیز دیگری است.....یعنی عملا در ابتدای کتاب غیر مستقیم به ما میفهماند شاید فکر کنی در کار فروش ماهری و نیاز به آموزش
ادامه مطلب
کتاب سرمایه گذاری ارزشی نوشته آقای چارلز میزراهی یازده فصل داره که در آن به توضیح این روش سرمایه گذاری میپردازه. ایشان از بیست سالگی کف تالار بازار بورس نیویورک کار کرده و انواع روشها رو امتحان کرده و نهایتا فهمید همون روش بنجامین گراهام و وارن بافت و پیتر لینچ تنها شانس موفقیت در بورس است و روشهای دیگر فقط سرابی بیش نیستند و باید بر گزارشگری مالی تمرکز کرد. میگوید ما معامله گر سهام نیستیم بلکه معامله گر کسب و کارهای موفق هستیم که الان با قیمت مناسب بخریم
ادامه مطلب
چارلز میزراهی سالها پیش کتابی مینویسه با عنوان سرمایه گذاری ارزشی به پیروی از آموزه های بنجامین گراهام و وارن بافت و تجربیات خودش در بازار بورس و خلاصه کتاب اینست که متوجه شده بهترین روش سرمایه گذاری در بورس توجه به ارزش شرکتهاست و تنها از این طریق میشه فهمید چه سهامی برای خرید مناسب است یا مناسب نیست. با این روش ریسک کمتر میشود و راهی پیدا میشود جهت سودسازی در بلند مدت که در بازار کمتر بازی بخوریم.
ادامه مطلب
پول لازم بود و نیاز داشت هر چه زودتر آپارتمانش را بفروشد ولی ناتوان از فروش سریع، در حالیکه بازار بدک نبود و منطقا نباید اینقدر طول بکشه تا به پولش برسه. بهش گفتم روند کار و گفتگو با مشتریان رو برام توضیح بده شاید اشکالی در کارت هست. کلی صحبت و توضیح تا اینکه جایی بهم گفت در وبیناری یاد گرفته که باید به مشتری وقت محدود داد تا تحت فشار زمانی قرار بگیره و سریع خرید کنه.....گفت که با همه جوری صحبت کرده که چند روزه باید فروش بره و اونها وقت محدودی برای خرید
ادامه مطلب
اینستاگرام به عنوان یک استارت آپ سال 2010 توسط دو فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد ایجاد شد، در یک مهمانی شبانه مخ یک سرمایه گذار رو میزنن و متقاعدش میکنن که پانصد هزار دلار روی این استارت آپ سرمایه گذاری کند و اینگونه بود که اینستاگرام رشد کرد. سال 2012 مارک زاکربرگ اینستاگرام را به مبلغ یک میلیارد دلار خرید و هم اکنون ارزش اینستاگرام حوالی 100 میلیارد دلار تخمین زده میشود. برنامه نویسی یک مهارت است که بنیانگذاران اینستاگرام داشتند که به آن مهارت سخت گفته
ادامه مطلب